.

صفحه اصلی داستان های پزشکی باران
با توجه به پایان بازسازی ؛ روزهای یکشنبه و چهارشنبه در مکان دائمی مطب پذیرای بیماران گرامی هستیم
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

(( باران))

شش ماهي بود كه درگير بنايي ساختمان شده بودم.بالاخره بعد از سالها انتظار در زميني كه به من ارث رسيده بود،ساخت يك ساختمان دو طبقه را شروع كرده بودم.درگيرهاي بنايي باعث شده بود حضورم در بيمارستان كمتر باشد.از اينكه نمي توانستم با فكر آسوده تري در خدمت بيماران باشم ناراحت بودم.

در آن شب پاييزي،تازه به خانه رسيده بودم.باران آرامي شروع به باريدن كرده بود.كمي با بچه ها شوخي كردم و بعدوضو گرفته و مشغول نماز شدم.صداي باران كه به كانال كولر مي خورد شديد تر شده بود.ناگهان در حال نماز به فكر كيسه هاي گچ و سيمان كه امروز تخليه شده بود افتادم و نگران شدم كه ممكن است باران روي آنها بريزد و خراب شوند.بعد از نماز مغرب،ديگر نماز عشاء را نخواندم و سريع لباس پوشيده و به سمت محل ساختمان سازي دويدم. چند كوچه اي فاصله بود.در حاليكه چتري به دست داشتم آرام آرام مي دويدم تا به آن كوچه رسيدم.تاريك بود و آب باران آرام آرام در جوي وسط كوچه جاري شده بود.

ناگهان صداي آه و ناله دو زن كه از ته كوچه دوان دوان به سمت من مي آمدند توجه مرا جلب كرد. به سرعت خود افزودم.ديگر حتي صداي نفسهاي آنها را نيز مي شنيدم.در زير نور تنها چراغ برق كوچه،آنها را ديدم.يك بچه كوچك يكي،دو ساله روي دست يكي از آنها بود.خيلي هراسان بودند و يكي از آنها جيغ مي زد.با لباس خانه بيرون آمده بودند و يكي از آنها حتي روسري يا چادر هم نداشت و مرتب به سر خود مي زد. فهميدم كه براي بچه اتفاقي افتاده است.تا به آنها رسيدم بچه را از دستشان رفتم.طفلك چهره اي كبود داشت.يكي از آنها داد مي زد” ترا خدا بچه ام را به دكتر برسانيد داره خفه مي شه’’ و همانجا روي زمين افتاده و به سر خود مي زد.گفتم” آخه بگو چي شده،من دكترم “ خانم ديگر كه جوانتر بود گفت” با يك اسباب بازي كوچك بازي مي كرد و آن را به سمت دهانش برد،من متوجه خس خس او شدم،هر چه دستم را داخل دهان كردم نتوانستم آنرا در آورم،او را بغل كرده و از خانه بيرون زدم… “

او همچنان در حال صحبت بود و مادر نيز در آن باران نقش زمين شده و محكم به سرش مي كوفت.ولي من ديگر
مانور “ همليخ” را انجام داده بودم و يك تكه پلاستيكي از دهان بچه بيرون پريد و با صداي گرية او مادر همچون پرنده اي كه بال باز كرده باشد از روي زمين پريد و بچه را از دست من قاپيد و وقتي مطمئن شد بچه اش زنده است او را با دو دستش رو به آسمان بلند كرده و در حاليكه صورتش را رو به باران گرفته بود فرياد مي زد” خدايا شكرت،خدايا شكرت”

چهره معصوم كودك و مادر كه هر دو پر از اشك بود و باراني كه بر روي صورت آن دو مي ريخت احساس عجيبي در من ايجاد كرده بود هيچگاه تا اين حد از اينكه يك پزشك هستم،خوشحال نبودم.اشك و باران صورت مرا هم خيس كرده بودند.بالاخره لحظات همچون هميشه با سرعت گذشتند و آنها از من تشكر كردند و رفتند. از اينكه به موقع توانستم با انجام اين مانور جان كودك را نجات دهم در پوست خود نمي گنجيدم.آنقدر خوشحال بودم كه نه تنها از باران بخاطر خيس كردن كيسه هاي گچ و سيمان ناراحت نبودم بلكه از او بخاطر آنكه مرا بموقع از خانه بيرون كشيده بود ممنون و متشكر بودم.

(( باران))

نكات:

۱ بلع اجسام خارجي: آسپيراسيون اجسام در سنيني كه كودكان چهار دست وپا راه مي روند شايع است.ماده آسپيره شده اغلب دانه هاي روغني ( مثل پسته و بادام زميني)است اما هر شي كوچكي كه بچه ها در دهان خود مي گذراند ممكن است آسپيره شود. شايع ترين محل آناتوميكي كه جسم خارجي گير مي كند برونش اصلي راست يا لوب تحتاني راست است. در اين موارد كودك دچار ويز Wheeze در سمع ريه ميشود و گاهي با آسم اشتباه ميشود ولي بايد توجه كرد كه ويز در اين موارد يك طرفه است. مانور همليخ اگر در لحظات اوليه انجام شود مي تواند نجات بخش باشد.

۲ مانور همليخ: وقتي راه هوايي، بدليل قرار گرفتن جسم خارجي در روي گلوت بسته شود، انجام مانورهايي مثل روش كشيدن فك كه موجب كشيده شدن زبان از عقب حلق ميشود،درمان موثري نمي باشد (شكل) . در اين مواقع ،درمان توصيه شده هم براي مصدوم هوشيار و هم غير هوشيار، انجام مانور همليخ( Heimilich ) مي باشد(شكل۱).براي انجام اين مانور مي توان در حاليكه پشت بيمار قرار گرفته ايم،فشار محكمي را با هر دو دست بر روي شكم و قفسه سينه وارد نمائيم.اين فشار بايد به سمت داخل و بالا باشد و طوري روي اپيگاستر فشار وارد نمايد كه موجب راندن ديافراگم به سمت بالا شده و با فشردگي ريه ها، فشار راههاي موايي نيز افزايش يافته و جسم خارجي كه در مدخل گلوت قرار گرفته به بيرون پرتاب ميشود.ممكن است با يك ضربة نيرومن شكمي هم بتوان افزايش فشار راه هوايي ايجاد كرد و موجب بيرون آمدن قطعه مسدود كنندة مدخل گلوت شد.

مانور ضربه شكمي را هم در مصدوم بيدار و هم غير هوشيار مي توان استفاده كرد، و تاثير آن در مصدومي كه در حالت طاقباز قرار دارد و يا ايستاده است،يكسان مي باشد (شكل). عوارض اين مانور شامل شكستگي دنده و يا پارگي احشاء داخل شكمي و يا قفسه سينه مي باشد. ضربه به قفسه سينه (فشار دستي بر وسط يا پايين جناغ) ، روش ديگري براي افراد شديداً چاق و يا كساني كه در آخر دوره حاملگي قرار دارند و راه هوايي آنها توسط جسم خارجي مسدود شده است مي باشد(شكل). در مصدومين بالغ غير هوشيار،زدن ضربه پره كورديال( ( Precordial thump و يا ماساژ خارجي قلب، موجب افزايش فشار راه هوايي،شبيه ضربه به قفسه سينه،ميشود.در مصدومين بالغ غير هوشيار، اگر انجام مانورهاي قلب سودمند نبوده است،معاينه كوركورانه حلق توسط انگشت ضرورت دارد.در هنگام جستجوي كوركورانه حلق توجه لازم بايد صورت گيرد تا از فرو رفتن عميق تر جسم در راه هوايي اجتناب شود.از آنجائيكه اين خطر در دهان كوچك شير خواران و كودكان بيشتر است،پاك كردن انگشتي قسمت خلفي حلق در اين گروههاي سني توصيه نميشود،مگر اينكه جسم خارجي ديده شود.

بيهوشي ميلر- چاپ چهارم سال 2000

ترجمه ص 627 شكل 1- 36

آخرین به روز رسانی (جمعه 22 مرداد 1389 ساعت 17:57)

 
اطلاعات تماس

نشاني مطب

 

خيابان شريعتي -بالاتر از سيدخندان -   روبروي خيابان خواجه عبداله انصاري - ساختمان۱۰۳۰- طبقه۵ - واحد۱۹ 

تلفن:۲۲۸۵۲۶۵۰- ۰۲۱   

تلفن همراه مطب :              ۶۰۷۶۲۷۸-۰۹۱۹