.

صفحه اصلی داستان های پزشکی آیا عمر دست خداست؟
با توجه به پایان بازسازی ؛ روزهای یکشنبه و چهارشنبه در مکان دائمی مطب پذیرای بیماران گرامی هستیم
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 

(( آيا عمر دست خداست؟))

آن روز بعد از آنكه به بيمارستان رسيدم ،بجاي آنكه به بخش خودمان بروم،به طرف بخش اندوسكوپي رفتم.چند هفته اي بود كه سر دلم درد مي كرد.اميدوار بودم با داروهايي كه خورده ام و با پرهيز غذايي كه درپيش گرفته ام بهتر شوم ولي تغيير زيادي نكرده بودم. كم كم نگران اينكه به يك بيماري لاعلاج مثل كانسر معده مبتلا شده ام،مرا آزار مي داد. با دوستاني كه متخصص گوارش بودند هماهنگ كرده بودم و قرار بود آن روز اندوسكوپي شوم.

به بخش اندوسكوپي كه رسيدم ،جلوي در نسبتاً شلوغ بود. افرادي روي نيمكتها نشسته بودند و بعضي ها هم ايستاده بودند. تصميم گرفتم برگردم و وقتي خلوت تر شد بيايم.هنگام برگشت در همان مسير،ناگهان يكنفر،از روي نيمكت بلند شد و در حاليكه سرش را پايين آورده بود مي خواست دست مرا ببوسد ،من هنوز قيافه اش را نديده بودم ولي در هر حال دستم را كشيدم . وقتي سرش را بلند كرد،او را شناختم، او يكي از دوستان قديمي پدرم بود.بلافاصله پيشاني اش را بوسيدم و به او سلام كردم.

در حاليكه اشك در چشمانش جمع شده بود رو به دختر جوانش كه در كنار او ايستاده بود كرد و گفت:ايشان همان آقاي دكتر است كه پدرت را نجات داد.

پرسيدم:اينجا براي چه كاري آمده اي؟

گفت: من طبق فرمايش شما،بعد از آن عملي كه برايم انجام داديد سالي يكبار براي اندوسكوپي از روده بزرگ به اينجا
مي آيم. شكر خدا تا بحال هيچ مشكلي نداشته ام .همه آزمايشاتم سالم است.غذا خوب مي خورم و وزن هم گرفته ام .شما با آن عمل عالمانه مرا دوباره زنده كرديد.

او ده سال پيش ،يك روز صبح زود،جلوي بخش،منتظر من بود.پدرم از قبل به من گفته بود كه او جهت پيگيري بيماريش نزد من خواهد آمد.مشكل او دفع خون از ادرار بود و چون در حيطه كار ارولوژيست ها بود ،او را نزد يكي از همكاران ارولوژيست بردم.او معتقد بود اين بيمار حتماً بايد سيستوسكوپي شود و به احترام آشنايي من،بدون آنكه به وقت ديگري موكول كند همانروز او را سيستوسكوپي كرد و متوجه توده اي داخل مثانه شد كه از آن بيوپسي كرد.

دو هفته بعد كه جواب پاتولوژي حاضر شد،با كمال تعجب،پاتولوژي داخل مثانه آدنوكارسينوم ركتوم بود.يعني تومور داخل مثانه ،نتيجه گسترش موضعي يك تومور ركتوم به داخل مثانه بود.وقتي او را از طريق ركتوم نيز معاينه كرديم،اين تومور قابل لمس بود.و اگر همان روز اول يك توشه ركتال شده بود اين بيماري تشخيص داده مي شد و شايد بيهوده نيست كه استادان قديمي جراحي مي گفتند هيچ معاينه جراحي بدون توشه ركتال كامل نيست. عمل او ديگر در حيطه كار خودم بود ولي نمي دانستم چگونه بايد به او بگويم كه عمل بزرگي در پيش دارد. يك كانسر ركتوم كه به مثانه نيز دست اندازي دارد و آنقدر بزرگ است كه در معاينه ركتال نيز قابل لمس است با يك جراحي بزرگ همراه خواهد بود.و ممكن است نياز به كولوستومي دائمي داشته باشد. با اين عمل ،او به يك فرد از كار افتاده تبديل مي شد، و معلوم نبود پيش آگهي چندان خوبي هم داشته باشد. آينده بچه هايش هم كه نسبتاً كوچك بودند در ابهام فرو مي رفت. با توجه به بزرگي تومور او را ابتدا راديوتراپي و شيمي درماني ، و بعد از چند هفته عمل كرديم. تومور كوچك تر شده بود و خوشبختانه بخوبي قابل برداشتن بود و دو سر روده را هم در همان زمان دوختيم و نياز به كولوستومي هم نشد.

اينك كه بعد از ده سال او را همچنان سالم و سرحال و بدون هيچ گونه متاستازي مي ديدم،خيلي خوشحال شده بودم،بويژه آنكه در اين مدت بچه هايش هم بزرگتر شده بودند و سرو ساماني گرفته بودند.

دوست پدرم در حاليكه ناراحت بود گفت: امروز وقتي وارد بيمارستان شديم ديدن آن اعلاميه ترحيم ما راخيلي ناراحت كرد.اول متوجه منظور او نشدم ولي بعد از چند لحظه فهميدم كه منظور او اعلاميه ترحيمي است كه مربوط به همان دكتر ارولوژيست است كه يكماه قبل فوت كرده بود.او همان كسي بود كه ده سال پيش اين بيمار را سيستوسكوپي كرده بود و بيماريش را تشخيص داده بود و در عمل او هم مشاركت داشت.

پرسيد:آن آقاي دكتر چرا فوت شد؟او كه جوان بود… حتماً تصادف كرده است؟

گفتم:نه متاسفانه دچار سرطان شده بود و سرطان او هم ،مانند شما در ناحيه ركتوم بود. او هم مثل شما عمل شد و لي چون بيماريش پيشرفته بود فايده نداشت.

او در حاليكه سرش را تكان مي داد گفت:ولي او كه خودش دكتر بود،چگونه بيماريش اينقدر پيشرفته شده بود و نفهميده بود ؟من كه از پزشكي چيزي نمي دانم ولي واقعاً عمر دست خداست،هيچكس از فرداي خود خبر ندارد.آن روزها كه شما
مي خواستيد مرا عمل كنيد ،فكر مي كردم 6 ماه هم زنده نيستم ولي الان ده سال مي گذرد و من هنوز سر پا هستم. اصلا باورم نميشود دكتري كه بيماري مرا تشخيص داده خودش با همان نوع بيماري مرده باشد.

بهر حال از او خداحافظي كرده و به سمت بخش خود روانه شدم. با خود داستان بيماري،آن دكتر ارلوژيست را مرور ميكردم.يك روز هنگام بلند كردن يك جعبه دچار كمر درد شديد ميشود،بطوريكه قادر به راه رفتن هم نبوده است.وقتي عكس گرفته ميشود،شكستگي مهرة كمر داشته است اما آن يك شكستگي ساده نبود،بلكه شكستگي پاتولوژيك بوده كه بدليل يك تومور متاستاتيك ايجاد شده بود.وقتي بررسي ها كاملتر شد مشخص شد كه منشاء متاستاز از يك تومور ركتوم بوده است.

آن دكتر ارولوژيست از 6 ماه قبل از كمر درد،خونريزي ركتال مختصري داشته ولي به گمان آنكه هموروئيد است،بدون هيچ معاينه اي خود را درمان مي كرده است،غافل از آنكه اين خونريزي،ناشي از كانسر ركتومي است كه سريعاً در حال پيشرفت است.درمانهاي مختلف جراحي،شيمي درماني و راديوتراپي در داخل و خارج كشور،براي او انجام شد اما هيچ سودي نداشت. براستي كه عمر دست خداست ولي اگر او ساده انگاري نمي كرد و از همان ابتدا موضوع ركتوراژي خود را با پزشك ديگري در ميان
مي گذاشت و مانند همه بيماران تحت معاينات و بررسي هاي لازم قرار مي گرفت حتماً زودتر تشخيص داده مي شد و درمانهاي او هم موثر بود.

با ياد آوري اين خاطره تلخ قبل از آنكه به بخش خودمان برسم بار ديگر مسير را تغيير داده و به سمت بخش اندوسكوپي رفتم تا كار را يكسره كنم.آن روز بعد از اندوسكوپي خيالم نسبت به كانسر معده راحت شد ولي هنوز نمي دانستم علت درد شكم من در اين چند هفته چيست؟ اين بار با گامهايي استوار به سمت بخش خود حركت مي كردم و تصميم داشتم در اسرع وقت با اقدامات تشخيصي ديگر مانند سونوگرافي،كولونوسكپي و … علت اين درد موذي را بررسي كنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

((آيا عمر دست خداست؟ ))

نكات:

1متاسفانه كانسر ركتوم در كشور ما شايع است و بررسي ها حاكي از آن است كه نه تنها شيوع آن در حال افزايش است بلكه سن ابتلا به آن نيز كاهش يافته است.اين كانسر نيز مانند بسياري از كانسر هاي ديگر هر چه در سنين پايين تر بيماران را مبتلا كند پيش آگهي آن نيز بدتر خواهد بود.

2 پير مرد بيمار در اين داستان با وجود پيشرفت موضعي تومور ركتوم هيچ علائم گوارشي نداشته و فقط دچار هماچوري شده است و خوشبختانه در زمان تشخيص بيماري،متاستاز دور دست نداشته است،لذا با يك درمان كافي كه با راديوتراپي و سپس جراحي و كموتراپي انجام شده است بهبودي كامل خود را بدست آورده است و بعد از 10 سال هيچ آثاري از آن سرطان در او ديده نميشود.اما دكتر ارولوژيست هم كه مانند او كانسر ركتوم مي گيرد با وجود آنكه علامت گوارشي واضحي داشته،بدليل ساده انگاري ،بموقع جهت درمان اقدام نكرده است و متاسفانه وقتي تشخيص داده ميشود كه دچار متاستاز استخواني به مهره كمر شده و به همين دليل هم شكستگي پاتولوژيك در آن مهره ايجاد شده است.داستان اين دو بيمار نشان مي دهد سير كانسر ركتوم در بيماران مختلف ميتواند متفاوت باشد و تا زمانيكه بيماري فقط در موضع خود رشد كرده است(هر چند كه رشد موضعي پيشرفته باشد) مي توان با درمانهاي جراحي و راديوتراپي درمان موثري را براي بيمار انجام داد.

3 هر بيمار دچار كانسر كه بعد از درمان بيش از 5 سال زنده بماند، درمان شده تلقي مي گردد. كانسر ركتوم از آن گروه كانسرهايي است كه در صورتيكه درمان درستي براي آن انجام شود بقاي عمر خوبي براي بيماران خواهد داشت.ميزان بقاي عمر در كانسر ركتوم بستگي به Stage بيماري در زمان تشخيص دارد. در حاليكه سورويوال 5 ساله كانسر ركتوم درStageA حدود 80% مي باشد،سورويوال در stageD فقط 4% مي باشد.بنابراين هر چه بيماري زودتر تشخيص داده شود نتيجه درمان بهتر خواهد بود.كانسر ركتوم جزء معدود كانسر هايي است كه حتي در صورت متاستاز به كبد و ريه چنانچه تعداد متاستازها محدود باشد توصيه ميشود علاوه بر جراحي بيماري اوليه،متاستازها نيز عمل شوند و اين نشانه اين است كه براي كانسر ركتوم حتي در مراحل پيشرفته نيز درمانهاي قابل قبولي وجود دارد كه مي تواند بطور نسبي بقاي عمر بيمار را افزايش دهد.

4 در حال حاضر ثابت شده است اگر راديو تراپي در كانسر ركتوم قبل از جراحي انجام شود طول عمر بيمار بيشتر و ميزان عود كمتر ميشود.بخصوص اگر تومور پيشرفت موضعي زيادي داشته باشد و ارگانهاي مجاور مثل مثانه را نيز درگير كرده باشد،راديوتراپي قبل از عمل سبب ميشود تومور كوچكتر شود و هنگام جراحي وسعت رزكسيون كمتر باشد.براي بيمار اين داستان نيز از همين روش استفاده شده است.

5 به نظر مي رسد پزشكان بر خلاف انتظار،نسبت به بيماري خود بي توجه تر از مردم عادي هستند و در درمان خود بي مبالاتي
مي كنند .شايد به همين دليل است كه مي گويند ((پزشكان بدترين مريضها هستند )) همانطور كه ديديم آن پير مرد با كانسر ركتومي كه به مثانه تهاجم داشته بدليل درمان سريع بهبود مي يابد اما آن پزشك جوان،بدليل تاخير در درمان ،لاعلاج بوده و با همين بيماري به استقبال مرگ
مي رود.پيام و نكته مهم اين داستان اين است كه پزشكان نيز مانند بقيه مردم اگر دچار علائمي شدند حتماً بايد به متخصص مربوطه مراجعه نمايند تا آنها را مورد معاينه قرار دهند و در صورت لزوم بررسيهاي تشخيصي پاراكلينيكي نيز انجام شود و نبايد چون پزشك هستند خود را فقط بر مبناي حدس و گمان درمان كنند.

6 در صورت بروز ركتوراژي ،بايد بيمار تحت معاينه ركتال و ركتوسكپي و ركتوسيگموئيدسكپي قرار گيرد و نبايد هر ركتوراژي را بحساب هموروئيد گذاشت.

7 در مورد اينكه آيا عمر دست خداست و يا اينكه بشر مي تواند در كم وزياد كردن عمر خود دخيل باشد و اجل را به تعويق بياندازد ،صاحب نظران چنين گفته اند:

(( مرگ را به دو صورت اجل مسمي و اجل معلق تقسيم مي كنند. اجل مسمي مرگي است كه اراده خدا به وقوع آن در زمان و مكان مشخصي تعلق گرفته و فرار از آن ممكن نيست.اما اكثريت مرگ هايي كه اتفاق مي افتد از نوع اجل معلق است. اجل معلق قابل پيشگيري و بر طرف كردن است. حتي اينكه گفته شده است صدقه، مرگ يا بلاها را دفع مي كند اين چنين مرگهايي را بر طرف مي كند. خدا اين اختيار را به انسان داده كه به كمك تفكر و تدابير از مرگ هاي دست ساخته و قابل اجتناب، پيشگيري نمايد يا از وقوع حوادث خطر آفرين جلوگيري نمايد.

 

آخرین به روز رسانی (يكشنبه 07 آبان 1391 ساعت 22:47)

 
اطلاعات تماس

نشاني مطب

 

خيابان شريعتي -بالاتر از سيدخندان -   روبروي خيابان خواجه عبداله انصاري - ساختمان۱۰۳۰- طبقه۵ - واحد۱۹ 

تلفن:۲۲۸۵۲۶۵۰- ۰۲۱   

تلفن همراه مطب :              ۶۰۷۶۲۷۸-۰۹۱۹