.

صفحه اصلی داستان های پزشکی نسخه جادویی
با توجه به پایان بازسازی ؛ روزهای یکشنبه و چهارشنبه در مکان دائمی مطب پذیرای بیماران گرامی هستیم
امتیاز کاربر: / 18
بدخوب 

نسخه جادوئي

مريض قبلي چند دقيقه اي بود كه از اتاق بيرون رفته بود،از پشت ميز بلند شدم و به سمت در رفتم تا ببينم چرا مريض بعدي نمي آيد،در همان موقع در اتاق باز شد،يك پير مرد و پيرزن روستايي از دو طرف ،دست خانمي را گرفته بودند و يواش يواش او را به داخل اتاق مي آوردند. سلام كردم و در را كامل باز كردم تا آنها راحتتر وارد شوند.خانمي كه بيمار بود به سختي راه مي آمد و با چادري كه روي صورتش افتاده بود،قيافه اش را پوشانده بود.پير مرد و پير زن روستايي كه آثار درد و رنج سالهايي دور و دراز را بر چهره داشتند،آنقدر شبيه هم بودند كه به نظر مي رسيد خواهر و بردار باشند.آنها بيمار را به آرامي روي صندلي نشاندند .از صداي ناله هاي او كه گاهي حالت گريه پيدا مي كرد معلوم بود زن جواني باشد.

به آنها نيز تعارف كردم كه بنشينند،پيرمردنشست،اما پير زن روبروي من ايستاده بود و با لهجه محلي و صدايي حزن انگيز گفت:

-آقاي دكتر،به داد ما برسيد،همه هستي ما از دنيا ،همين يك دختره كه او هم داره از دست ما ميره،هر كاري از دستتون
برمي آد براش بكنين.

  • چي شده؟مشكلش چيه؟

او رفت و چادر را از صورت بيمار كنار زد.دختر جواني بود كه معصوميت و زيبايي در چهره اش در هم آميخته بود.گردن و صورتش كج شده بود و چانه اش از سمت مقابل بالا رفته بود.چشمانش پر از اشك بود و براي آنكه بتواند به من نگاه كند آنها را به سختي به سمت مخالف صورتش آورده بود.معلوم بود كه خيلي درد دارد ولي هيچ چيز نمي گفت،از نگاهش معلوم بود كه ملتمسانه از من مي خواهد كمكش كنم .عضلات يكي از دستهايش از مچ ،گردن و كتف پرش گرفته بودند و اعضاي بدن او كج شده بود.

از او پرسيدم :درد هم داري؟

  • با حركات چشم و ابرويش به من نشان داد كه خيلي درد دارد.پيرزن گفت:آقاي دكتر از درد،مرتب ناله ميكنه.

  • گفتم: چند وقته اينطور شده؟

  • پير زن يكهو زد زير گريه و بعد از مدتي گفت:الهي بميرم،قرار بود روز عيد غدير لباس عروسي به تن كنه.ولي از ديروز به اين روز سياه افتاده، يكي ميگه كزاز گرفته،يكي ميگه سكته مغزي كرده ،يه دكتر هم گفت بايد آزمايش و عكس داشته باشد ،بهتره بستري بشه.

پير مرد كه تا بحال ساكت بود گفت:آقاي دكتر به ما گفتند اگر پيش شما بياوريم زودتر بستري ميشه و تكليفش روشن ميشه.

از بيمار خواستم روي تخت دراز بكشد.وقتي با كمك پيرزن مي خواست روي تخت بخوابد،او را بدقت مشاهده كردم،وضعيت گردن و صورتش همانطور مانده بود. او را معاينه كردم .نبض،فشار خون،تعداد تنفس و درجه حرارت بدنش كاملاً طبيعي بودند.در سرو گردن جز اسپاسم عضلات سمت چپ گردن و كج شدن صورت مسئله ديگري نداشت. در حاليكه مشغول پرسيدن سئوالات مختلف بودم ،بقيه قسمتهاي بدن را نيز معاينه كردم.از نظر حسي و حركتي ،توان عضلاني و وضعيت نبض ها هيچ مشكلي نداشت.آثاري از ضربه يا زخم و كبودي در بدن او ديده نمي شد.خودش هم سابقه ضربه يا حادثه اي را نمي داد.از سوابق بيماريهاي قلبي او پرسيدم.پيرمرد گفت: آقاي دكتر ،اين بچة ما تا بحال رنگ دكتر و بيمارستان را نديده بود .فقط…

پيرزن حرف او را شكست و گفت:سه روز پيش ،گلاب به روتون ،يه خورده دل به هم خورده بود و استفراغ
مي كرد،دكتر چند تا سوزن و قرص داد كه شكر خدا بهتر شد.

پرسيدم :اون داروها همراتون هست؟

پيرزن كه همچنان مضطرب بود و ايستاده بود گفت:نه مادر،اينقدر با عجله اومديم كه اونها رو
توي ده جا گذاشتيم.

پير مرد گفت:سوزن هايش كه تموم شده بود،فقط دو جور قرص سفيد ريز داشت كه چند تايي از اونها مونده بود.با آنچه ديده و شنيده بودم،احتمال كزاز يا سكته مغزي براي دخترك مطرح نبود،تقريباً احتمال مي دادم مشكل بيمار چه باشد،اما مطمئن نبودم.بهر حال تصميم خود را گرفته بودم ،خود كار را برداشتم و روي سر نسخه نام دارويي را نوشتم و به پير مرد دادم و گفتم:اين آمپول را از داروخانه پايين بگير و بياور تا من خودم به او بزنم.اگر خوب نشد او را بستري مي كنم.پيرمرد نسخه را گرفت و رفت.

پير زن در فكر بود و مرتب قدم مي زد ،وقتي ديدم چقدر نگران و مضطرب است لبخندي به او زدم و گفتم: يه دقيقه بگير روي صندلي بنشين ،قول مي دهم دخترت خوب خوب بشه.چرا اينقدر با عجله آمدي كه دواهاش را جا گذاشتي؟

در حاليكه مي رفت تا روي صندلي بنشيند گفت: آخه آقاي دكتر چه كنم؟دختر نو عروسم داره از دستم ميره .اگه ميخواستم اين دست و اون دست كنم تمام ده مي فهميدند.آنوقت مي گفتند دختره ناقص شده ،ممكن بود به گوش خانوادة داماد هم برسه.براي اينكه كسي نفهمه ،چادرش رو روي سرش انداختيم و با يك در بستي اونو زود به شهر رسونديم.

چند دقيقه اي طول نكشيد كه پير مرد با آمپول و سرنگ بازگشت.بعد از آماده كردن آمپول،آنرا بصورت آهسته در وريدهاي دست دخترك تزريق كردم.در همان حال به او نگاه مي كردم،ظرف مدت كوتاهي،همچون فيلمي كه آهسته كرده باشند،گردن و اعضاي بدن او به آهستگي به جاي خود بازگشتند.پيرمرد و پير زن از شدت هيجان دهانشان باز مانده بود،براي آنها اين اتفاق بيشتر شبيه يك معجزه بود تا درمان.اشك شوق بر صورت هر دو آنها جاري شده بود.

دختر جوان كه ديگر كاملاً راحت شده بود و برق اميد به چشمانش بازگشته بود،در حاليكه با خوشحالي نگاهي تحسين برانگيز بر من داشت ،گفت:

  • آقاي دكتر ،اين يه جادو بود يا معجزه؟

  • گفتم:هيچكدام،اين فقط يك عارضه دارويي بود كه با دارويي ديگر بر طرف شد.

پيرزن بلافاصله گفت:پس آقاي دكتر ما خيالمون راحت باشه؟ديگه دخترمون مشكلي نداره؟

گفتم: خيالتان راحت باشد.دختر شما سالمه سالمه.ديگه لازم نيست اون قرص ها را بخوره .
عروسي اش هم مباركتون باشه.

آنها با خوشحالي و شادماني رفتند. من ياد اولين بيماري افتادم كه با همين مشكل در دوران دانشجويي ديده بودم.آن بيمار با مصرف قرص هالوپريدول دچار همين عارضه شده بود.يادم هست كه استادم در مورد آن بيمار گفت: هر چند كه اين بيمار با داروي نورولپتيك دچار اين عارضه شده، ولي شايع ترين دارويي كه مي تواند عوارض اكستراپيراميدال ايجاد كند،متوكلوپراميد است كه بخصوص در بچه ها به سرعت عوارض آن ظاهر ميشود،استاد وقتي خودش آمپول آكينتون را به بيمار ميزد مي گفت:آكينتون در اين مواقع هم تشخيص است و هم درمان . به شكل عضلاني و وريدي مي توان از آن استفاده كرد.وقتي وريدي مصرف شود،مريض بلافاصله خوب مي شودو فكر مي كند دكتر جادو كرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

((نسخه جادويي ))

نكات:

1 - اين دختر خانم روستايي بدليل گاستروآنتريت تحت درمان دارويي قرار گفته و احتمالاً آمپول و قرص متوكلرپراميد تجويز شده است و او با مصرف آنها دچار عوارض اكستراپيراميدال اين دارو شده است.

2 - متوكلوپراميد مهار كنندة سيستم دوپامنيرژيك است و چون محرك حركات پريستالتيك است و تونوسيتة محل اتصال مري به معده را افزايش مي دهد يك داروي ضد استفراغ خوب است بطور شايع در درمان و پيشگيري از استفراغ (بويژه در موارد گاستروآنتريت) استفاده ميشود.زمان لازم براي شروع اثر آن بعد از تزريق عضلاني،10 تا 15 دقيقه و بعد از تزريق وريدي 1 تا 3 دقيقه بعد از مصرف خوراكي 30 تا 60 دقيقه مي باشد.طول مدت اثر آن 1 تا 2 ساعت است.

عوارض اكستراپيراميدال در 2/ . تا1% كساني كه از متوكلوپراميد استفاده كرده اند ايجاد ميشود ولي عوارض شايع تر اين دارو خواب آلودگي،خستگي و ضعف غير عادي (با شيوع حدود10%) و بي قراري ( با شيوع حدود5/0)مي باشد.

عوارض اكستراپيراميدال ممكن است با دوزهاي درماني و در هر گروه سني ايجاد شود ولي در كودكان و جوانان شايع تر است.در بيماراني كه جهت پيشگيري از استفراغهاي ناشي از شيمي درماني دوزهاي بالاي اين دارورا مصرف كنند نيز بيشتر ديده ميشود. اين عوارض در بچه ها و جوانان بيشتر بصورت واكنشهاي ديستونيك ( مثل تورتيكولي اسپاسموديك)، در بالغين بصورت آكاتيزيا (Akathisia يعني نا آرامي كه مي تواند فقط يك احساس دروني باشد و يا به شكل ناتواني در نشستن ،آرام گرفتن و يا ناتواني در بخواب رفتن باشد و از عوارض فنوتيازين ها مي باشد) ودر افراد مسن بصورت پاركينسونيسم است.واكنشهاي ديستونيك ممكن است تا 36 ساعت پس از شروع درمان آغاز شده و 24 ساعت پس از قطع مصرف دارو رفع شود. زمان شروع علائم پاركينسون ممكن است بين چند هفته تا چند ماه متفاوت بوده و با قطع مصرف دارو برگشت ناپذير باشد.ديسكينزي ديررس معمولاً پس از حداقل يك سال درمان مداوم با دارو بروز كرده وممكن است بعد از قطع مصرف دارو نيز پايدار باشد.احتمال بروز واكنشهاي ديستونيك در كودكان با مقادير مصرف بيش از 5mg/Kg در روز بيشتر است. احتمال بروز اثرات اكستراپيراميدال در بيماران سالخورده و بيماراني كه دچار نارسايي حاد يا مزمن كليه هستند نيز زياد ميباشد ( در نارسايي كليه بايد دوز دارو را حداقل 60% كاهش دهيم)مصرف همزمان متوكلوپراميد با ساير داروهاي ايجاد كنندة واكنشهاي اكستراپيراميدال مانند هالوپريدول و فنوتيازين ها (مثل كلرپرومازين،پرفنازين،پرومتازين،تريفلوپرازين)،ممكن است شدت و دفعات بروز واكنشهاي اكستراپيراميدال را افزايش دهد.داروي رايج جهت درمان عوارض اكستراپيراميدال متوكلوپراميد،Biperidin است.

3 – Biperidin : جزء دسته داروهاي ضد ديسكينزي ( مانند آمانتادين،بنزوتروپن، ديفن هيدرامين ،هالوپريدول،لودوپا،تري هگزيفنديل) مي باشد.مكانيسم اثر اختصاصي اين داروها شناخته نشده است،اما بنظر مي رسد كه اين داروها بطور نسبي گيرنده هاي كولينرژيك مركزي را در اجسام مخطط مغز مهار مي كنند كه در اثرآن تعادلي بين فعاليت سيستم كولينرژيك و دوپا مينرژيك در هسته هاي قاعده اي مغز بوجود مي آيد.

بيپريدن بصورت قرص 2 mg و آمپول 5 mg وجود دارد. در درمان واكنشهاي اكستراپيراميدال ناشي از مصرف داروها مي توان از قرص يا آمپول آن استفاده كرد.قرص يك عدد،يك تا سه بار در روز و آمپول 2 mg عضلاني يا وريدي آهسته تزريق ميشود و در صورت نياز و تحمل بيمار،اين مقدار در فواصل هر نيم ساعت تكرار ميشود( حداكثر چهار بار در روز)،در كودكان ابتدا 04/0 mg/kg تزريق عضلاني ميشود كه در صورت نياز ،اين مقدار در فواصل هر نيم ساعت تكرار ميشود( حداكثر 4 بار در روز)

4- سيستم اكستراپيراميدال :دستگاه عصبي مركزي 3 قسمت اصلي دارد كه در انجام حركات ارادي موثر هستند:

  • سيستم كورتيكواسپانيال كه همان سيستم پيراميدال است چون ارتباط كورتكس مغز را با مراكز حركتي پائينتر در ساقه مغز و نخاع از طريق پيراميدهاي مدولاري برقرار مي كند .اشكال در اين سيستم سبب ضعف يا فلج حركتي ميشود.

  • هسته هاي قاعده اي كه شامل هسته هاي دمدار،پوتامن ،گلوبوس پاليدوس و اجسام سياه مي باشد كه همان سيستم اكستراپيراميدال ناميده ميشودو حاوي گروهي از ساختمانهاي مرتبط با هم است كه دستورات آن از طريق سيستم پيراميدال عبور نمي كند بلكه مستقيماً از تالاموس به كورتكس مغز مي رود ولي از نظر آناتومي اين سيستم با سيستم پيراميدال آميخته بوده و جدا كردن آنها فقط جهت تسهيل مطالعه شان مي باشد. اين دستگاه مسئول تنظيم حركات ارادي و مركز اصلي حركات خود كار
    مي باشد.منظور از حركات خودكار آن دسته از حركاتي هستند كه بعد از شروع،براي ادامه احتياج به اراده ندارد.دوپامين بعنوان پيام آور اصلي اين سيستم عمل ميكند.اشكال در سيستم اكستراپيراميدال سبب اشكال در حركات غير ارادي و تغيير در تون عضلات و تغيير وضعيت ميشود.

  • مخچه كه مركز هماهنگي حركات است و اشكال در آن سبب ناهنجاري در ميزان،سرعت و قدرت حركات ميشود.

5 - تورتيكولي اسپاسموديك( Spasmodic torticoli ):تورتيكولي يك كلمه لاتين است كه از دو كلمه
Tortus(
به معني twisted پيچ خورده) وcollum ( به معني Neck گردن)مشتق شده است و در كل به معني انقباض و خم شدن گردن به يك سمت مي باشد ،تورتيكولي علل بسيار زيادي دارد كه يكي از آنها تورتيكولي اسپاسموديك است كه در آن تورتيكولي گاهگاهي ايجاد ميشود و به شكل اسپاسم دردناك عضله استرنوكلوئيدوماستوئيد يك طرفه مي باشد. البته عضلات ديگر هم،كم و بيش گرفتار هستند. در مواقع مختلف وضعيت سر ممكن است متفاوت باشد ولي شايع ترين وضعيت حالتي است كه چانه بطرف مخالف عضله مبتلا چرخيده و گوش طرف مبتلا به پايين مي آيد. اگر عضلات خلفي مهره ها نيز گرفتار شوند،سر به عقب كشيده ميشود. البته اين بيماري علل مختلفي دارد ولي در اين داستان تورتيكولي اسپاسموديك بدليل عارضه دارويي بوجود آمده بود، بنابراين بطور موقت ايجاد شده بود و با تزريق بيپريدين اين عارضه بطور كلي مرتفع شد.

 

 
اطلاعات تماس

نشاني مطب

 

خيابان شريعتي -بالاتر از سيدخندان -   روبروي خيابان خواجه عبداله انصاري - ساختمان۱۰۳۰- طبقه۵ - واحد۱۹ 

تلفن:۲۲۸۵۲۶۵۰- ۰۲۱   

تلفن همراه مطب :              ۶۰۷۶۲۷۸-۰۹۱۹