.

صفحه اصلی داستان های پزشکی چاقوی تیز
با توجه به پایان بازسازی ؛ روزهای یکشنبه و چهارشنبه در مکان دائمی مطب پذیرای بیماران گرامی هستیم
امتیاز کاربر: / 6
بدخوب 

(( چاقوي تيز))

آن روز هم طبق معمول، ساعت 7 صبح بود كه ويزيت را شروع كردم. بعد از ويزيت چند بيمار در اتاقهاي مختلف،‌وارد اتاق بيماري شدم كه همان روز عمل داشت.او خانم نسبتاً مسني بود كه مبتلا به كانسر معده بود. غمگين به نظر مي رسيد و اصظراب در چهره اش موج مي زد. براي آنكه خوش و بشي با او كرده باشم به او گفتم:دختر خوشگل من، اخم نكن، آخه چرا اينقدر تو فكر رفتي؟

گفت: آقاي دكتر، تو فكر نيستم، دلم درد مي كنه و ديگه امانم را بريده

گفتم: امروز ديگه عملت مي كنم و با يك چاقوي خيلي تيز،دمار اين دردي كه امانت را بريده در مي آورم.

بيمار بغل دستي همان بيمار پرسيد: آقاي دكتر،منو كي عمل مي كنيد؟

اين سئوال شايعي است كه اكثر بيماران از جراحشان مي پرسند،من هم طبق معمول در جواب اين سئوال، گفتم: براي شما هم يك چاقوي مخصوص فرستاده ام كه تيز كنند،هر وقت خوب تيز شد، عملتان مي كنم.

او كه گويا متوجه شوخي من نشده بود با تعجب پرسيد: يعني امروز عمل نمي شم؟

گفتم: نه، قرار هم نبود شما امروز عمل شويد.

بيمار با ناراحتي گفت: ولي آقاي دكتر ديروز صبح از من خون گرفتند و گفتند فردا عمل داري.

گفتم: خانم محترم ، در اين بخش،روز عمل را من تعيين مي كنم. عمل شما هم امروز نيست،ممكن است فردا باشد.

بيمار چون مجبور بود حرف ما را بپذير، چيز ديگري نگفت،من هم در ادامه ويزيت به اتاقهاي بعدي رفتم.

اولين بيمار آن روز در اتاق عمل همين بيمار كانسر معده بود. عمل بعد از مقدمات هميشگي آغاز شد. بيمار دچار تومور بزرگي بود كه به نظر مي رسيد از قسمت خلف به پانكراس چسبندگي داشته باشد ولي احتمال مي دادم اين چسبندگيها قابل جدا كردن باشند.شروع به آزاد سازي معده كردم تا بالاخره به پشت معده رسيدم، آرام، آرام چسبندگيها را آزاد مي كردم تا اتفاق غير منتظره اي نيفتد.عمل به كندي پيش مي رفت چون بايد احتياط زيادي مي كردم.

با وجود آنكه من همه خونريزها را بموقع گرفته بودم ولي بيمار بتدريج خون زيادي از دست داده بود. متخصص بيهوشي دستور داد خون بيمار به او تزريق شود.عمل همچنان ادامه داشت و من به آزاد كردن شريان چپ معده رسيده بودم.چسبندگيها ي اطراف آنرا آزاد كردم تا بتوانم خود آنرا هم قطع كنم.اگر گره محكمي هم به اين رگ مي زدم،تا حد زيادي خيالم راحت
مي شد.ناگهان خونريزي شديدي ايجاد شد.وريد و شريان معده اي چپ هر دو داخل چسبندگيها بودند و پاره شده بودند.اصلاً هل نشدم چون از اين صحنه ها زياد ديده بودم. چند دقيقه اي روي آنها را فشار دادم تا خونريزي بيمار كمتر شود و در همين زمان هم خون بيمار وصل شد. بعد از آن دستم را از روي محل خونريزي برداشتم و با حوصله كامل،خونريزي را متوقف كردم و يك گره مطمئن بخش روي آن زدم.

مشغول آزاد كردن چسبندگيهاي معده در سمت طحال و قطع شريانهاي معده اي كوتاه بودم كه متوجه شدم از سطوح مختلف، خونريزي به شكل اوزنيگ وجود دارد، يعني رگ مشخصي نبود كه خون بدهد بلكه از سطح نسوج خون بيرون مي زد حتي از محلهايي كه قبلاً آنها را گره زده بودم و يا سوزانده بودم خونريزي شروع شده بود. متخصص بيهوشي هم صدايش در آمده بود.
مي گفت فشار مريض پايين افتاده و هر كاري مي كند فشار بالا نمي آيد. او مي گفت خونريزي شما غير طبيعي است و بايد هر چه زودتر عمل را تمام كنيد. ولي امكان تمام كردن عمل نبود چون اكثر اتصالات معده را قطع كرده بودم و ديگر نمي شد آنها را دوباره بهم بچسبانم و يا به همان شكل رها كنم.مجبور بودم هر طور شده عمل را تمام كنم ولي آن خونريزي مرموز اجازه كار را نمي داد. روي سطوح خونريزي دهنده چند گاز گذاشتم و روي آنها فشار وارد كردم و چند دقيقه اي در اين حالت صبر كردم شايد خونريزي متوقف شود. ولي فايده اي نداشت با شستشوي مكرر حفره شكم با آبگرم نيز خونريزيها كمتر نشد. هر محلي را كه خونريزي آنرا
مي ديدم گره مي زدم و يا مي سوزاندم ولي مجدداً از همانجا يا ازكنار آن خونريزي شروع مي شد. ديگر گيج شده بودم و
نمي دانستم بايد چه كار كنم.

چشمم به كيسه خون افتاد كه حدود يك سوم آن رفته بود. به پزشك بيهوشي گفتم احتمال دارد خونريزي بيمار بخاطر ناسازگاري خوني باشد ولي او بلافاصله گفت: آقاي دكتر من هم به اين موضوع فكر كرده بودم ولي همه چيز را چند بار كنترل كرده ام،گروه خون بيمار با گروه خوني كه روي كيسه خون نوشته شده و نامه درخواست آن مطابفت دارد و من هيچ ابهامي در اين مورد ندارم.

به هر حال ادامه عمل براي من مقدور نبود،بيهوشي بيمار هم قابل ادامه يافتن نبود و اقدامات متخصص بيهوشي براي بالا آوردن فشار خون سودي نداشت. از آن لحظاتي بود كه جراح هيچ راهي ندارد جز آنكه سرش را به ديوار بكوبد. بالاخره متخصص بيهوشي يك نمونه خون جديد از بيمار گرفت و همراه يك نمونه ازكيسه خون براي آزمايشگاه فرستاد تا مجدداً گروه خون بيمار مشخص شود و با گروه خون داخل كيسه خون مطابقت داده شود. تزريق بقيه خون را هم متوقف كرديم. من هم به ادامه عمل نپرداختم تا خونريزي جديدي ايجاد نشود. متخصص بيهوشي هم مشغول اقدامات خود بود تا از پايين رفتن بيشتر فشار خون بيمار جلو گيري كند. بعد از بيست دقيقه اي كه گذشت تلفن زنگ زد. از آزمايشگاه بود. مسئول آزمايشگاه به متخصص بيهوشي گفت خون بيمار با كيسه مطابقت ندارد.آنها تلفني مقداري هم جر و بحث كردند.متخصص بيهوشي مي گفت مقصر آزمايشگاه است و ظاهراً مسئول آزمايشگاه نيز از پشت تلفن حرفهاي او را قبول نمي كرد.

چند دقيقه اي نگذشته بود كه مسئول آزمايشگاه هم سراسيمه به اتاق عمل آمد و مشخصات نوشته شده روي كيسه هاي خون را با برگه در خواست مطابقت داد.همه چيز در ظاهر درست بود و معلوم نبود اين ناسازگاري خوني چرا ايجاد شده؟حرفها و بررسيها در اتاق عمل به نتيجه اي نرسيد. خون قبلي را از بيمار جدا كردند و كيسه خون جديدي كه از همان گروه خون بيمار بود و به او وصل نمودند. من هم بعد از اطمينان ازوصل شدن خون جديد،شروع به ادامه عمل كردم و بالاخره با دو ساعت تاخير عمل خاتمه يافت.

آن روز من و متخصص بيهوشي بعد از عمل،ساعتها در بيمارستان مانديم و چندين بار با همديگر بيمار را ويزيت كرديم تا بيمار دچارعوارض ناشي از تزريق خون ناسازگار نشود. بعد از چندين ساعت كه مطمئن شدم مشكلات حاد بيمار بر طرف شده است به خانه رفتم ولي تلفني و از طريق پرستار وضعيت بيمار را كنترل مي كردم.

فردا صبح زود مجدداً براي ويزيت بيمار به اتاق او آمدم. حال عمومي بيمار خوب بود ولي رنگ صورتش كمي زرد شده بود.رنگ ادراربيمار هم داخل كيسه ادرار پر رنگ بود و به قرمزي مي زد.بديهي بود كه اينها دليل تجزيه خون بيمار بدليل ناسازگاري خوني بود. يعني هموگلوبين بيمار تجزيه شده و به بيلي روبين تبديل شده بود.

مريض بغل دستي بيمار گفت: آقاي دكتر ديروز بعد از رفتن شما بازهم از من خون گرفتند و گفتند امروز عمل دارم. حالا واقعاً عمل مي شم يا مثل ديروز عمل نمي شم؟

گفتم: بله امروز ديگه قرار است شما عمل شويد چون چاقويي كه براي شما فرستاده بوديم كاملاً تيز شده است.

بيمار گفت: پس آقاي دكتر اگر قرار بود امروز عمل شوم چرا پريروز هم از من خون گرفتند و گفتند عمل دارم.

با اين حرف بيمار ناگهان جرقه اي درذهن من زده شد.گويا همان لحظه همه موضوع را فهميده بودم.از پرستار خواستم تكنسين آزامايشگاه را كه ديروز و پريروز از بيمار خون گرفته است صدا كند به بخش بيايد. در حضور آن تكنسين از بيمار پرسيدم آيا در دو روز گذشته همين خانم از شما خون گرفته است؟او تائيد كرد. از تكنسين آزمايشگاه هم پرسيدم آيا شما خون اين بيمار را در دو روز گذشته گرفته ايد؟او نيز تائيد كرد.گفتم: پس حالا بگوئيد هر روز ، خون را به چه منظوري گرفتيد؟او دفتر يادداشت خود را نگاه كرد و با نام بيمار مطابقت داد و گفت:طبق اين دفتر من فقط ديروز بايد از ايشان براي تعيين گروه خون،نمونه خون را گرفته باشم.ولي اينطور كه يادم مي آيد،پريروز هم از او خون گرفته ام.

او در حال تعجب بود و نمي دانست چه مسئله اي بوجود آمده است ولي من ديگر مطمئن شده بودم كه مشكل ناسازگاري خوني در بيمار كانسر معده از كجا شروع شده است.روزي كه خانم تكنسين آزمايشگاه براي گرفتن خون بيمار كانسر معده جهت تعيين گروه خون مي آيد او روي تخت خود نبوده است. ولي او خون فرد ديگري را كه روي تخت او نشسته بوده است مي گيرد. فردي كه خونش گرفته شده كسي نبود جز بيمار بغل دستي كه بطور اتفاقي روي تخت بيمار كانسر معده نشسته بوده است كه در همين موقع اين خانم تكنسين سر مي رسد و بدون آنكه نام بيمار را بپرسد و فقط بر اساس شماره تخت،خون تنها فردي كه روي آن تخت نشسته بوده است مي گيرد و رزرو خون نيز بر اساس اين خون انجام ميشود.

بيمار تخت بغل دستي كه همان روز عمل داشت به فكر فرو رفته بود.به او گفتم شما چرا بفكر فرو رفته اي. امروز ديگر عمل مي شوي، مگر نمي خواستي زودتر عمل شوي؟

گفت:نه آقاي دكتر من ديگر نمي خواهم عمل شوم،من منصرف شده ام،مرا مرخص كنيد.چاقويي را هم كه براي من تيز كرده بوديد نگهداريد براي مريضهاي بعدي.به نظر من براي عمل جراحي،فقط جراح خوب و چاقوي تيز لازم نيست بلكه همه پرستاران و كاركنان بيمارستان بايد در كارشان دقيق و منظم باشند تا نتيجه عمل خوب شود.

آن بيمار راضي به عمل نشد و با رضايت شخصي به بيمارستان ديگري رفت.بيمار كانسر معده هم عليرغم تجويز خون ناسازگار مشكل عمده اي پيدا نكرد و بالاخره بعد از دو هفته با پاي خود بيمارستان را ترك كرد ولي من هنوز در فكر حرفهاي آن بيمار چاق هستم كه اگر چه نتيجه عمل تا حد زيادي بستگي به جراح دارد ولي در نتيجه كلي عمل تمام پرسنل و امكانات بيمارستان موثر هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(( چاقوي تيز))

نكات:

1 – در صورت تزريق خون ناسازگار، بيمار دچار واكنش هاي هموليتيك مي شود. انسيدانس واكنشهاي هموليتيك غير كشنده تقريباً 1 مورد در هر 6000 واحد خون تزريق شده است و انسيدانس واكنشهاي هموليتيك كشنده 1 مورد در هر 000/100 واحد خون تزريق شده
مي باشد.

علائم تزريق خون ناسازگار در بيمار هوشيار و بيهوش متفاوت است. اگر بيمار هوشيار باشد،شايع ترين علائم او شامل احساس گرما و درد در طول مسير وريدي كه خون به داخل آن تزريق ميشود،بر افروخته شدن صورت،درد كمر و درد فشارنده در قفسه سينه مي باشد.حتي با تزريق مقادير كمي مثل cc50 از خون ناسازگار ممكن است بيمار دچار تب و لرز،ديسترس تنفسي،افت فشار خون و تاكيكاردي شود.در بيمارانيكه بيهوشي شده اند و زير عمل هستند اگر خون ناساز گار تزريق شود دو علامت ممكن است ايجاد كند يكي خونريزي غير طبيعي در جاهايي كه قبلاً كاملاً خشك بوده اند و ديگري افت فشار خون و بالا نيامدن آن عليرغم تجويز مايع كافي مي باشد. موربيدتيه و مورتاليته ناشي از واكنشهاي هموليتيك اگر بيمار يك واحد كامل از خون ناسازگار را دريافت كند،بسيار زياد است.ساده ترين تست تشخيصي باليني، قرار دادن سوند داخل مثانه است كه از طريق آن رنگ حجم ادرار كنترل شود،چون هموگلوبين و اوليگوري بارزترين علائم مي باشند.اگر هنگام انتقال خون، مشكوك به واكنش هموليتيك شديم بايد سريعاً تزريق خون را قطع كنيم و نمونه اي از خون بيمار را همراه با كيسه خون مشكوك به بانك خون بفرستيم تا آنها را Cross Match كنند. بيلي روبين سرم بيمار نيز بايد اندازه گيري شود. در واكنشهاي هموليتيك بيلي روبين غير مستقيم بالا
مي رود. هر گرم هموگلوبين مي تواند تبديل به mg 40 بيلي روبين شود.

سوند فولي بايد گذاشته شود و حجم ساعتي ادرار بيمار اندازه گيري شود. چون آلكاليزه كردن ادرار از رسوب هموگلوبين در داخل توبول ها جلوگيري مي كند، بايد هم ديورز برقرار كرد و هم ادرار را قليايي نمود. كه اين كار با تزريق مانيتول يا فورسمايد و meq 45 بيكربنات انجام مي شود.عليرغم اين اقدامات ممكن است بيمار دچار نا رسايي حاد كليه شود و نياز به درمانهاي خاصي و حتي همودياليز پيدا شود.

2 – در صورت تزريق خونهايي كه از نظر آزمايشگاهي سازگار مي باشند نيز ممكن است واكنش هاي آلرژيك و تب دار بروز پيدا كند اين واكنش ها نسبتاً شا يع هستند و در حدود 1% ترانسفيوژنها اتفاق مي افتند. اين واكنشها معمولاً خفيف بوده و خود را با كهير و تب طي 60 تا 90 دقيقه اول بعد از شروع ترانسفيوژن نشان مي دهند.در موارد كمي واكنش بقدري شديد است كه باعث شوك آنافيلاكتيك مي شود . واكنشهاي آلرژيك بدليل انتقال آنتي باديها از يك دهنده hypersensitive و يا انتقال آنتي باديها به يگ گيرنده hypersensitive ايجاد مي شود. درمان آن شامل تجويز آنتي هيستامينها،اپي نفرين و استروئيدها بسته به شدت علائم مي باشند.

 

 
اطلاعات تماس

نشاني مطب

 

خيابان شريعتي -بالاتر از سيدخندان -   روبروي خيابان خواجه عبداله انصاري - ساختمان۱۰۳۰- طبقه۵ - واحد۱۹ 

تلفن:۲۲۸۵۲۶۵۰- ۰۲۱   

تلفن همراه مطب :              ۶۰۷۶۲۷۸-۰۹۱۹